از شهدای زن ازنا؛

ره يافته به كوي حضرت دوست شهيده خانم بزرگ بصيري در سال1328 در روستاي خسرو ميره از توابع شهرستان اليگودرز در خانواده مذهبي ديده به جهان گشود.

کد خبر: ۴۷۸۷
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۱

 شهيده: خانم بزرگ بصيري

فرزند: رحم خدا

متولد:1328

تاريخ شهادت:2/11/1365

محل شهادت: بمباران هوايي دورود

ره يافته به كوي حضرت دوست شهيده خانم بزرگ بصيري در سال1328 در روستاي خسرو ميره از توابع شهرستان اليگودرز در خانواده مذهبي ديده به جهان گشود.

شهيده خانم بزرگ در همان اوان كودكي با مرگ مادر خود مواجه شد وتحت سرپرستي پدر كه كشاورز بود قرار گرفت و با روحيه اي مردانه رشد كرد او همانند پدر و دوشادوش ايشان به كشاورزي مي پرداخت و درست مانند پدر به تيراندازي علاقه وافري داشت.

شهيده بصيري در سن كم(10سالگي)با پسر عموي خود ازدواج نمود كه ثمره زندگي مشتركشان4فرزند دخترو3 فرزندپسر بود كه با الطاف الهي و تلاش همسرشان هم اكنون همه آنها تشكيل خانواده داده اند بجز دو فرزندش به نامهاي حسن و حسين، كه حسين در آن زمان به همراه مادر به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

شهيده بصيري داراي اخلاقي نيكورفتاري حسنه بود.قناعت، ساده زيستي،مهرباني و تعصب ايشان بر روي حجاب زبانزد خاص و عام بود و همواره در كارهاي خير پيش قدم بود

 مادري دلسوز و همسري مهربان بود از هيچ تلاشي براي انقلاب فروگذار نبود در تظاهرات قبل و بعد از انقلاب و راهپيمائيها حضور گسترده و فعالي داشت و علاقه ايشان به امام خميني(ره) واقعأستودني بود. از آغاز جنگ تحميلي در پايگاههاي جمع آوري كمكهاي مردمي شركت مي كرد و از هيچ كمكي دريغ نمي كرد. ايشان نسبت به ماههاي محرم و صفر احساس خاص و عجيبي داشت و علاقه شديد ايشان به سيدالشهداء باعث شد كه ماننداو در راه اسلام جان خويش را نثار كند.

شرح شهادت از قول پسر بزرگ شهيده:

در سال1365 كه شهر انديمشك بطور خيلي شديد مورد تجاوز دشمن بعث قرار گرفت ما در اين شهر سكني داشتيم مادرم با ديدن اين حادثه دچار ناراحتي شديد روحي شد هر چند كه دلش مي خواست در آن جا بماندولي بخاطر ما فرزندان مجبور به مهاجرت به شهرستان درود شد.ولي با اين احوال هميشه نگران وضعيت مابود وقتي يكي از ما به خيابان مي رفت با چشماني اشكبار انتظار ما را مي كشيد يك روز كه براي خريد به خيابان رفته بودم براي اينكه مادرم نگران نشود زودتر از هميشه برگشتم نرسيده به خيابان خودمان دود سياه غليظي را بربالاي خانه ها ديدم يك لحظه با خودم گفتم نكند خانه ماست كه مورد هدف قرار گرفته نزديكتر كه آمدم ديدم كه حدسم درست بوده،آن روز مادرم به همراه2 خواهرم و 2 برادرم در منزل بودند خانه مان به ويرانه اي تبديل شده بود مادرم در اثر  اصابت موج انفجار به شهادت رسيد و برادرم حسين بر اثر خفگي زيرآواركه ناشي از بمباران هوايي بود در سن2 سالگي به شهادت رسيد در ضمن مادرم درهنگام شهادت باردار بود. حسين و حسن دوقلو بودند مادرم هميشه به خنده و شوخي مي گفت كه حسين براي من است و حسن متعلق به پدرش و اين گونه بود كه حسين نيز به همراه مادرم دعوت حق را لبيك گفت.

منبع خبر: ازناخبر

مطالب مرتبط:
برچسب ها: ازنا شهدای ازنا 
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 1
مهناز بصیری
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۱۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۲
0
9
عمه عزیزم دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد/که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست .

نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: