مصطفی مهدوی نوجوان ازنایی براثر جراحات ناشی از مجروحیت بعد از پانزده روز در بیمارستان نادری اهواز در آغوش پدرش به درجه والای شهادت نائل آمد.

کد خبر: ۱۲۵۷۹
تاریخ انتشار: سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۲۷

به گزارش ازناخبر، در تاریخ ۲ شهریور ماه سال ۱۳۴۲ در خانواده ی با تقوا و پرهیزگار در شهرستان ازنا کودکی متولد شد و نامش را مصطفی نهادند.

او از دوران راهنمایی عضو فعال بسیج شد و بعلت سن کم جهت اعزام به جبهه های حق علیه باطل هر بار دست رد به سینه او میزدند.


بالاخره مصطفی با کسب رضایت والدین در دوران متوسطه با ثبت نام در بسیج رهسپار مناطق گیلان غرب شد.
او بعد از اتمام ماموریت در گیلان غرب مجددا از طریق بسیج سپاه ازنا عازم جبهه و خط پدافندی طراح شد و سرانجام در تاریخ بیست و نهم دیماه سال ۱۳۶۰ بر اثر اصابت ترکش در منطقه پدافندی عملیاتی طراح در جنوب کشورمجروح شد.

 

این رزمنده نوجوان ازنایی براثر جراحات ناشی از مجروحیت بعد از پانزده روز در بیمارستان نادری اهواز در آغوش پدرش به درجه والای شهادت نائل آمد.

پیکر مطهر شهید مصطفی مهدوی با قطار توسط پدر به شهرستان ازنا انتقال پیدا نمود و بعد از تشیع توسط همشهریان در کنار همرزمانش آرام گرفت.

روحش شاد و یادش گرامی

 

گزیده ای ازوصیتنامه این شهید:


... اميدوارم كه هميشه تحت توجهات حضرت مهدي و نائب او باشيد. پدر جان و مادر جان و اي كساني كه پوينده راه اسلام هستيد خود مي دانيد نه تنها دين اسلام است كه موجب سعادت انسان هاست سعي كنيد كه در تبليغ آن ورهبري كه وجودش انسجام بخش اسلام و توده عظيم امت اسلام و مستضعفين را اميدوار ساخته و مستكبرين را خوار و زبون مي ساز. بکوشید.

 

پدر و مادر اگر نتوانستم براي شما فرزندي شايسته باشم مرا ببخشيد..مادرم ... بايد دلخور نشوي. و از زحمات بي پايان تو كمال تشكر را دارم پدر و مادر اگر زماني به حرف شما گوش نكردم معذرت مي خواهم.


... من مي دانم كه شما مي خواستيد من فرزندي شايسته و نمونه باشم كه هم اكنون شد و راهي را رفتم كه حسين بن علي و ياران او رفتند.

 

پدر عزيز مي خواهم كه نگذاريد مادرم ناراحت شود. خواهران و برادرانم را دلداري بدهيد. هر فرد مسلمان بايد بداند كه نبايد منتظر مرگ باشد بلكه بايد به سراغ مرگ برويم مگر انسان يك دفعه بيشتر مي ميرد. پس چه بهتر كه آن يك بار هم در راه خدا باشد و شما همسايگان عزيز اگر موقعي بود كه نتوانستم براي شما دوستان و آشنايان وظيفه اي انجام دهم پوزش مي طلبم.


به آخر وصيت نامه ام اضافه ميكنم كه اگر خداوند تبارك و تعالي شهيد شدن را نصيب من كرد. از شما برادراني كه مرا به خاك مي سپاريد تقاضا مي كنم كه مرا بغل پسر حاجي آقا عظيمي دفن كنيد يعني آن طرفش كه مجید اسماعيلي هست و اين طرفش هم من باشم..

 

ازنا

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 0

نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: